وقتی به دنیا بیایی و تو را انکار کنند...
وقتی قدومت را مایهء ننگ بدانند...
وقتی برای مذکر بودنت گوسفند نذر کنند...
و بخواهند تو را زنده به گور بفرستند...
تو را از خود ندانند...
ضعیفه بخوانندت و ضعیفه بدانندت...
برادرت در کوچه فوتبال بازی کند و تو در خانه خاله بازی...
برادرت آزاد باشد و تو زندانی...
از بچگی در سرت بخوانند...
دختر باید حیا داشته باشد...
باید سر به زیر باشد...
باید خانه نشین باشد...
دختر باید بار دختر بودنش را همیشه به دوش بکشد و لال بشود...
و آنقدر خانم بودن را با مفهومی متفاوت از خانومی در سرت بگنجانند که بزرگ میشوی و میفهمی خانم بودن از نظر آنها یعنی تو سری خوردن...
مرد زمانه نیازش را تامین کند و تو محکوم به بکارت...
احساس و قلبت را در پرده ات خلاصه کنند...
آنگاه میفهمی...
تو ،
زنی...
مرد زمانه بر تو سروری میکند و تو محکوم به شلاق سکوتی...
حقوق برابر یعنی چه؟
مرد ، مرد است و ضعیفه ، ذلیله...
اگر صورتش زبری دارد باید نوازشش کنی...
بوی عرق بدهد باید کنارش بخوابی...
مرد احساساتش را بروز نمیدهد و حرفش مساوی ست با عملش...
و من به تو میگویم...
عملش یعنی ، زیر شکمش...
و تو با عشق تنت را بسپار و او با هوس نیازش را برطرف میکند...
باید باشی...
چون زنی...
او دست درازی میکند...
او توهین میکند...
او خیانت میکند...
و او حق طلاق را دارد...
تو 9ماه تحمل میکنی...
شب زنده داری میکنی...
ویار به جان میخری...
و او حق فرزند را دارد...
ولی...
قلب باکره ات را دستت بگیر...
سرت را بالا بگیر...
و بگو:
من ، زنم..
و به تو ای مرد،
با تمام قداست احساسی که به تو دادم و تنی که به تو سپردم...
و هیچ با خودت فکر نکن ، برندهء میدانی...
من احساسم خالصانه بود ولی تو...
روزی نیازت برطرف میشود که میفهمی احساست به نابودی رفته...
حق طلاق باتوست ولی احساس پاک برای من ...
حق فرزندی برای توست ولی حس ناب مادر شدن برای من...
من با افتخار میگویم:
یک ، زنم...
تبریک نوشت:
روز زن و مادر رو تبریک میگم به تمام زنهای قوی و پاک دنیا...(فقط قوی و پاک)
به مادرم نوشت:
وجودت باعث قوت منه و همیشه مایهء افتخارم بودی و خواهی بود.به داشتنت میبالم.
محض شفاف سازی نوشته و جلوگیری از سوء برداشت نوشت:
من مطمینم تمام مردها بد نیستن و تمام زنها خوب نیستند بلکه انسان خوب و انسان بد داریم و بدی هیچ مردی بدون طرف دوم که یک زن باشه به اثبات نمیرسه و تمام طرف نوشته ام بیان ظلمی بوده که منه زن حسش کردم و دیدم ، کلی گویی شده ولی کلی نگری نشده یعنی تمام مشکلات یک زن با جنس مرد رو در نظر گرفتم ولی هیچ جا نگفتم که تمام مردها اینجورین.(البته من مجبور نیستم برای نوشته ام توضیحی بگم چون همه با نوشته های من آشنان ولی این توضیح رو نوشتم بخاطر احترامی که به خواننده های مذکرم دارم و برای خواننده های تازه وارد و شاید هم قدیمی هایی که ممکنه اشتباه بفهمند)
از قول سیمین دانشور نوشت:
من زنم و به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو...
درد آور است که من آزاد نباشم تا تو به گناه نیفتی...
قوس های بدنم بیشتر از افکارم به چشمهایت می آیند...
تاسف بار است که باید لباسهایم را به اندازهء ایمان تو تنظیم کنم...
دلیل غیبت نوشت:
تلفن قطع بود خب!!!!
کلمات کلیدی :