به عزت مردی که پدر نام داشت...

صورت جلسه را میخوانم:

این جانب طفلکی بی شرم...

آن جانب مردکی بی رحم...

مجرم کیست؟

 پدر و فرزند...

والد به راعی بودنش و مولود به یاغی بودنش...

جرم پدر چیست؟

پدر صاحب حق است...

 او زندانی میخواهد...

روان او مریض است...

جرم فرزند چیست؟

فرزند طالب حق است...

او آزادی میخواهد...

روان او پریش است...

حکم فرزند چیست؟

نگاه های سنگین و شک و شلاق

والد مبرا از مولود...

حکم پدر چیست؟

نگاه های غمین و بغض و کینه...

مولود مبرا از والد...

ختم جلسه را اعلام میکنم.

به ذلت پدری که مرد نام داشت...

 

ادلهء تاخیر:بندهء محترم مشغله های شخصی از قبیل مریض داری از والدهء محترمه را عهده دارم بدین جهت دیر به این وادی میآیم...هم چنان عهد رفاقتم روشنگر روزگارتان!


برچسب‌ها:
+ تاريخ یکشنبه ٥ خرداد ۱۳٩٢ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ نويسنده سماء نظرات ()