بغض تن هایی ،

                 اشک ندارد ! . . .


برچسب‌ها:
+ تاريخ چهارشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٢ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ نويسنده سماء نظرات ()

ســــــــــــــــــــــــــــــلام

همیشه که نباید قانون مندانه و کتابی و بزرگونه حرف زد...

بعضی وقتا هم لازمه بگیم عجقام خوفین؟؟

خب ماه پیش یعنی شهریور ماه یکی از ماههای پر استرس و البته رضایت بخش و آینده ساز بود برام

بلاخره رشتهء مورد علاقه ام یعنی مهندسی عمران رو قبول شدم و میتونید بهم بگید مهندس...شاد شدم والبته که لایق شادی هستم!

و یه چیزه مهمتر هم اینکه ماه پیش وبلاگ پر محتوا و مقدس بنده که دارای مخاطب های محترم و فهمیده و لایق است دو ساله شد...

من هنوز قلمم شکر خدا به راهه یعنی هنوز هم میتونه شگفتی های ذهنم رو به روی کاغذ بیاره اما دلیل ننوشتن اینجا کپی شدنشون بود و هست و از اون جایی که بنده به پیشنهاد شما قصد به چاپ رساندن سخنانم را دارنده شدم(!) تا برای آیندگان به جا بمانند حالا از همهء اینا که بگذریم نیاز به راهنماییتون دارم دیگه ، پیش نهاد میدین خب راهشو هم بهم بگین حالا من موندم و یه عالمه نوشته که نه میتونم اینجا بنویسم و نه میدونم چیکارشون کنم(یه راه درست و درمون و تضمینی میخوام هاااا با توجه به اینکه نوشته هام بالای خط وزارت ارشاد هم هستند!)...

و تهش هم بی خیاله دنیا زندگی رو عشقه...

دوستم دارین میدونم چون من دوستتون دارم...

و اما عهد رفاقتم روشنگر روزگارتان باد...هورا


برچسب‌ها:
+ تاريخ چهارشنبه ۳ مهر ۱۳٩٢ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ نويسنده سماء نظرات ()