اگر بگویم حالم خوب است دروغ گفته ام،

چون سرگردانی روح من درمان پذیر نیست و من می دانم که هرگز به آرامش نخواهم رسید .

در من نیرویی هست .

نیروی گریز از ابتذال و من به خوبی ابتذال زندگی و وجود را احساس می کنم و می بینم که در این زندان پابند شده ام .

من اگر تلاش می کنم برای این که از اینجا بروم تو نباید فکر کنی که برای من دیدن دنیا های دیگر و سرزمین های دیگر جالب و قابل توجه است نه.

من معتقدم که زیر این آسمان کبود انسان با هیچ چیز تازه ای برخورد نمی کند و هسته ی زندگی را ابتذال و تکرار مکررات تشکیل داده

و مطمئن هستم که برای روح عاصی و سرگردان من در هیچ گوشه ی دنیا پناهگاه و آرامشی وجود ندارد .

من می خواهم زندگی ام بگذرد .

من زندگی می کنم برای این که زودتر این بار را به مقصد برسانم نه برای این که زندگی را دوست دارم.

تنهایی روح مرا هیچ چیز جبران نمی کند...


برچسب‌ها: کپی نوشت
+ تاريخ چهارشنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩۳ساعت ٦:۳٢ ‎ق.ظ نويسنده سین.جیم نظرات ()