مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده.

شک کرد که همسایه اش آنرا دزدیده باشد.

برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت.

متوجه شد که همسا یه اش در دزدی مهارت دارد.

مثل یک دزد راه میرود،

مثل دزدی که میخواهد چیزی را پنهان کند،پچ پچ میکند...

آنقدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد.

لباسش را عوض کند و نزد قاضی برود و شکایت کند.

اما همین که وارد خانه شد تبرش را پیدا کرد ،زنش آنرا جابه جا کرده بود.

مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر نظر گرفت و دریافت که او مثل یک آدم شریف راه میرود ،

حرف میزند و رفتار میکند.

رسول اکرم (ص):

         دزد زده آنقدر کسانی را که از دزدی بی خبرند                          تهمت میزند که گناه او از دزد بیشتر می شود.

 

 

دوست داشتم عین همین نوشته رو اینجا بنویسم چونکه وقتی نوشته رو خوندم واقعا" رفتم تو فکر.....

من خیلی ازین کارا رو ناخواسته انجام دادم!!!!!!!!!!!!!!!

با خودم که تعارف ندارم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

واقعا" چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چرا ناخواسته وقتی یه اتفاقی برامون میفته به همه مشکوک میشیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شاد باشید...

 

 


برچسب‌ها:
+ تاريخ پنجشنبه ۳ آذر ۱۳٩٠ساعت ٢:٢٦ ‎ق.ظ نويسنده سین.جیم نظرات ()