1.یک قانون ذاتی تو وجود خودم هست که میگه:

اگر نسبت به عزیزترین و نزدیکترین اشخاص زندگیت احساس غریبگی کنی،

با تمام مردم دنیا غریبه ای....

 

 

2.گوشیم تعمییر شد!

هیچی ازش پاک نشده بود....

گفتم محض خاطر نگرانتون!چشمک

 

 

3.اون یارو هست که پول رو پرت کردم تو صورتش و....

امروز تو پاساژ دوباره دیدمش!

از لحن صداش شناختمش،

وقتی نگاش کردم سرمو انداختم پایین وقتی سرمو بالا کردم بیرون از پاساژ بودم!استرس

 

 

4.بر نارفیقان شرم باد....

 

 

5. خاله:استغفرالله پاشم نماز بخونم...

من:بعد اینکه کلی پشت سر مردم حرف زدین میخواین نماز بخونین!؟؟متفکر

خاله:تا 7 ساعت بعد از غیبت میشه مغفرت خواست!!!تعجب

در 7 ساعت عمرا" خونه ای با غیبتها ویرانه نشده باشه!

در گناه کردن هم تبصره هست...

 

 

6.با دوستامون رفته بودیم بیرون، دختره اولین بار بود منو میدید دوست داشتیم شخصیت همدیگرو بیشتر بشناسیم رفتیم کنار یه حوض بزرگ، کنار حوض رو یه تابلو نوشته بود :

"در این حوض شنا کردن ممنوع میباشد"

بعد دختره خندید بهم گفت: یه مدت رو کلمهء "شنا" اسپری رنگ زده بودن!

بعد نگام کرد که واکنش منو ببینه که یعنی کدوم طرفیم اهل شوخی و ازین حرفا هستم یا نه...

من یه لبخند عاقل اندر سفیه انداختم گفتم:یعنی ممکنه کسی اینجا شنا کنه آخه!!!!!!!!!؟ابله

وقتی رسیدیم خونه تازه فهمیدم کجا چه خبره!!!!نیشخند

 

 

7.بابابزرگ:آیلار شکمت کار میکنه؟

آیلار:نه باباتی ، من بابام کار میکنه نه شکمم!نیشخند

 

 

8.هزارمین مقصد ایران گردی ات به شهر امام زاده سید مظفر گول باران باد....

بمال بر سر دوست دارانت!

سر در شهر به مناسبت ورودش نوشتن: جملهء "ما میتوانیم" به " ما  توانسته ایم" مبدل گشته....

یکی نیست بگه بیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییب!

 

 

9.حکایت این پرسپولیس ما با داماش شده همچون جن و بسم الله...

تا میگن داماش ،پرسپولیسیا یاد خرابکاریاشون میفتن،اون از دسته گل نصرتی و شیث(که خودمونیم رسانه نمیگفت کسی نمیفهمید!) اینم از توپ تانک فشفشه فرستادن تو نوامیس داور...

سبویی بشکند،ماستی بریزد،جهان باشد به کام کاسه لیسان(کمیته انضباطی)...

 

 

خندون باشید...


برچسب‌ها:
+ تاريخ سه‌شنبه ٢٢ فروردین ۱۳٩۱ساعت ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ نويسنده سین.جیم نظرات ()