دم در ایستاده بود...

گوشی دستش بود...

جلو دهنش رو گرفته بود که کسی صداش رو نشنوه...

ولی صداش به گوشم رسید...

خفه شو،

دفعه آخرت باشه منو تهدید میکنی،

میخوای بیای اینجا آبرو ریزی کنی که چی بشه...

دور شدم...

ولی صداش بلندتر شد...

آخه من نیام سر کار تو مردش هستی تمام قرضاتو بدی....

و من خیلی دور شدم...

برگشتم...

تلفن رو قطع کرده بود...

مقنعه اش رو درست کرد...

موهاشو جلو صورتش آورد و لباشو به هم مالید که از رژ روی اونا مطمین بشه...

لبخند زد...

بفرمایید خانوم از کدوم یکی خوشتون اومده؟


برچسب‌ها:
+ تاريخ جمعه ۱ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ۳:٠۳ ‎ق.ظ نويسنده سین.جیم نظرات ()