1.نام پرسپولیس برای این تیم سرخ پوش در فیفا ثبت شد!

یعنی جفت پا رفتن تو حلق دهندهء تز شاهنشاهی بودن نام پرسپولیس...

و من عاشق حناق گرفتن تز دهندگانم...از خود راضی

 

2.وقتی عزیزترین اشخاص پیشت نیستن چقدر دلت براشون تنگ میشه حتی برای اذیت کردناشون...

دلم تنگ شده واسه وقتی که اذیتم میکنی و مجبورم در اتاقم رو قفل کنم...

واسه خاله گفتنت ، یه ذره شده دله خاله انرژی زندگیم...افسوس

 

3.بعضی وقتا با خودم فکر میکنم ممکنه اگه بچه دار بشم اندازهء آیلار بچه ام رو دوست داشته باشم!!؟حس میکنم آیلار رو بی نهایت دوست دارم...خیال باطل

 

4.از وقتی این این وبلاگ رو مالک شدم خیلی دوست پیدا کردم...

چقدر این دنیای مجازی برام دل نشینه...

خدایا بابت این همه دوست حقیقی ازت ممنونم...لبخند


5.یه بار یه شخصی که خیلی دوستش دارم بهم گفت:

تو با این طرز تفکرت اگه تا سی سالگی هم مجرد بمونی مشکلی نیست و هنوز جا داری...

نمیدونم جادار بودن از نظر اون یعنی چی؟!

خب من یکی از طرفدارای فکر مادر مجرد بودن هستم!خیلی دنبال اجرا شدن این طرح هستم...

ولی خب اونقدرا که اون فکر میکنه هم جادار نیستم...ابله

(محض جلوگیری از سوء برداشت:برای مادری کردن حتما" قرار نیست اون بچه از شکمم در بیاد!)


6.روز جهانی خلیج همیشه پارس کل شهر رو پر از تابلوهای بزرگ کردن که توی هرکدوم یه شعاری نوشته بودن...

الان همون تابلوهای دفاع از خلیج مثلا" همیشه پارس  رو انداختن گوشهء خیابون...

(میدونم با خودت میگی نکته انحرافیش کجا بود...نکته اش اونجا بود که ازون روز تا الان از کنار خیابون ورشون نداشتن!)

این است دفاع از محیط زیست!آخ


7.داشت مهر رو بر میداشت...

-دایی پاشو نماز بخون اذان گفته.

+خنثی

دور زد سمت جمع...

-راستی فهمیدی فلانی قراره زنش رو طلاق بده میگن زن درستی نیست...

خدایه این دایی چقدر خوبه ، هم غیبت رو براش حلال میدونه هم نماز رو براش واجب...

به نظرم این جور آدما فقط نماز میخونن که تو جمع بگه دایی پاشو نمازت رو بخون...

جمع براشون مهمه ، فقط جمع...


8.این میپسندم اون پایین یعنی چی؟

هیچوقت موفق به فهمش نشدم ، کمک لطفا"...متفکر


9.چرا اصرار داریم بعضی از رفاقت ها رو به زور دنبال خودمون بکشونیم؟

یاد گرفتم وقتی از همون اول از رفیق مورد رفاقت بوی گند بلند شد دیگه نکشونمش دنبالم...

(خصوصی نوشت برای کسی که اینجا رو نمیخونه ولی محض خنکی دلم نوشت:یادته بهت گفتم من و تو این رفاقت رو به زور کشوندیم به دوسال...الان دیگه بوی گند رفاقتت پیچیده...)سبز


10.توی یکی از شبکه های ماه واره ای داشت درباره وضعیت هوای ایران میگفت که خیلی از جاها وحشتناک گرد و خاک شده...

بعد گفت: پس کجان مسیولینی که به مردم وعدهء هوای پاک دادن؟!

آخه بابات خوب، مردم یه دوتا حرف ازت شنیدن هر وقتی گفتی فلان روز برو راه پیمایی اونا هم سریع پارچه سبز بستن به جونشون و چشم بسته ریختن تو خیابون ولی دیگه کار خدا رو نچسبون به سیاست...ابرو

 

زندگی به کام...مژه


برچسب‌ها:
+ تاريخ شنبه ٦ خرداد ۱۳٩۱ساعت ۳:٤٩ ‎ق.ظ نويسنده سین.جیم نظرات ()