دلم تنگ می شود ، گاهی

برای حرف های معمولی

برای حرف های ساده

برای «چه هوای خوبی!» / «دیشب شام چه خوردی؟»

برای «راستی! ماندانا عروسی کرد.» / «شادی پسر زایید.»

و چه قــــــــدر خسته ام از «چرا؟»

از «چه گونه!»

خسته ام از سوال های سخت ، پاسخ های پیچیده

از کلمات سنگین

فکرهای عمیق

پیچ های تند

نشانه های با معنا ، بی معنا

دلم تنگ می شود ، گاهی

برای

یک «دوستت دارم» ساده

دو «فنجان قهوه ی داغ»

سه «روز» تعطیلی در زمستان

چهار «خنده ی» بلند

و

پنج «انگشت» دوست داشتنی.

                                                "مصطفی مستور"

 

+ "آرامش" گمشدهء این روزهایم است!


برچسب‌ها:
+ تاريخ سه‌شنبه ٢۱ آذر ۱۳٩۱ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ نويسنده سین.جیم نظرات ()