این روزهایی که عادی میشوند اما تمام.....نه!

دل پر از هوس...

           هوس پر از عقده....

عقده  پر از ترس.....

                  ترس پر از من...

                                من پر از تنهایی....

                                         و....

                                                تنهایی پر از هوس....

/ 7 نظر / 6 بازدید
منیر

ای همانی که می اندیشی ، من همانم که نگاه میکنم . و به جان عزیز اندیشه ات سوگند این "تنهایی پر از هوس" نه تنها ! درد توست . این دیوارها ... دیوارها ... اگر بریزند این دیوارها ، تو خواهی دید که تنهایی و هوس ، همان حلقه ی گم شده ایست ، که افتاده شده دور گردن "دخترکی بنام شادی " و دخترک نارسیده را دار زده این حلقه ی ضخیم ذهن بشری! دنیا پر است از دخترکان بر دار : شادی .... " من " ات را جستجو کن " من " ات را از چنگ من های بیشمار در بیار " من " ات را آزاد و بی گیر و گره پرواز بده ... سه سطر فوق ، ذکر صبح و شام من است رفیق جان

منیر

آفرین سما خوب فهمیدی هیچ اسارتی سهمگین تر از اسارت در خود نیست . این اولین قدم که برداشتی گاهی همانند سیاه چاله تو رو توی خودش فرو می بره ... اما سما ! گاهی همین قدم اولین سکوی رهایی ماست . آنی که در توست و خود را " من "ٍ تو جلوه میده ، و تو رو در بند دردهای جزام وار در خود می پیچه ، تو نیستی ! سما ، ااین " من " حق به جانب رفتار میکنه . ادر پوستین خرد و حقیقت ، خودش رو فهمیم تر از خلق عالم به تو قالب میکنه ، و تو رو از داشتن حواسی دقیق و اعصابی حساس به نشانه های درد جمعی و فردی سرشار میکنه و به تو میگه : درد بکش ! این تنها لذتی هست که ماندگاره . و تو زمانی فریبکاری این " من " ٍ بت شده ، در خود رو می فهمی که ، درد کشیده طبیب شده باشی .

منیر

سما این که اسیرم کرده بود ، و لباس حقیقت به تن داشت ، تندیس درد بود . نه من ! این تندیس درد ، خوب بلده چطور از من شیر بخوره ، درست مثل نوزادی که خدم زاییدم و خودم در کمال لذت بزرگش کردم . این بت که بزرگ شده ، از ذهن من تغذیه شده و جان گرفته و بزرگ تر از حقیقتٍ من ، بر من حاکم شده . سما ، اگر مثل طبیب این " بت " رو جراحی نکنی ، در دنیای فریبنده اش ، جانت رو تباه میکنه . حتا وقتی این گره بیمار رو میکنی و دور میندازی ، جای خالیش بت دهن کجی میکنه . سما ، لذت خندیدن وقتی تفاق می افته که به جای خالی این " من " نگاه میکنی و رهاتر از پرنده پرواز ...

منیر

سمای خوب من ، نوشتن اینها برای تو ، نوشتن اینها برای من هم هست . خوب من ، بودنت رو تا همیشه آرزو میکنم [گل]

منیر

هر چند که پست تازه ات نیست ... سلام [چشمک]

صالح

زبان در دهان چه میفهمد احساس مرا به تو دهان باز می باید که هوای عشق تو را خوب چشد